نوشته‌ها

سخنی با خوانندگان (شماره 4)

موقعیت جغرافیایی ایران ویژگی‌های اقلیمی منحصر بفردی به آن داده است. به طوری‌که بهره‌برداری از انواع مختلف محصولات کشاورزی در تمام طول سال در محیط باز در این سرزمین چهار فصل امکان‌پذیر می‌باشد. اما، تولید و بازار محصولات کشاورزی در ایران همواره با فراز و نشیب‌های فراوانی روبرو بوده است. وقوع خشکسالی‌ها و ترسالی‌ها، نوسان قیمت، تنش‌های منطقه‌ای و روابط دیپلماسی گاهی موجب رونق و گاهی دچار کسادی کار کشاورزان شده است. بروز انواع مخاطرات زمین از جمله خشکسالی، ریزگرد، تگرگ، سیل، زمین رانش، فرونشست، فروچاله و … در این بخش از زمین همواره زندگی را دستخوش تهدیدهای طبیعی کرده است. از سویی دیگر، مسائل سیاسی و تنش‌های منطقه‌ای موجب تشدید آسیب‌پذیری کشور در تأمین امنیت غذایی شده است.

در راستای کاهش اثرات بحران بر زندگی مردم، تا کنون مجموعه‌های مختلفی درگیر بوده و هستند که عمدتاً در قالب ساختارهای حاکمیتی فعال می‌باشند. اما، کمک‌های مردمی و حمایت‌های مادی و معنوی یکایک مردم در رفع مشکلات و بلایای ناگهانی همواره به تسریع در مدیریت بحران کمک کرده است.

در میان بحران‌های مبتلابه، تهدید منابع و امنیت غذایی، بیکاری، افزایش جمعیت و عدم توازن در توزیع امکانات از جمله مواردی هستند که به سبب کندی بروز عزمی جدی و ضربتی برای مدیریت آن‌ها جزم نشده است.

تأمین امنیت غذایی در گروی مدیریت درست منابع و برنامه‌ریزی رشد جمعیت می‌باشد که پی‌آمد آن توزیع متوازن امکانات می‌باشد. در عین حال که ضمن نیل به این اهداف، اشتغال‌زایی نیز صورت می‌گیرد.

باید پذیرفت که اشتغال در بخش کشاورزی با نگرشی سنتی دیگر پاسخگوی نیازهای کنونی نیست. همچنان که روش‌های سنتی تولید جای خود را به مکانیزاسیون داده‌اند و در حال دوره گذار به خودکارسازی هستند؛ بهره‌گیری از نیروی بدنی نیز باید متناسب با پیشرفت فناوری کاسته شود و فکر و مهارت کارگر و کارمند جایگزین آن گردد.

در حال حاضر، یافتن نیروی کارگری کارآمد در بخش باغبانی و گلخانه برای کارفرما تبدیل به یک معضل بزرگ شده است. زیرا، در این بخش‌ها فناوری به خوبی رشد نکرده است و بسیاری از کارها هنوز با بهره‌گیری از نیروی بدنی کارگر انجام می‌گیرد. از سویی دیگر، یافتن راه حل ساده برای کسب درآمد بیشتر حق یک کارگر است و موجب امتناع کارگران از انجام کارهای بدنی سخت می‌شود. همین ملاحظات موجب بالارفتن هزینه کارگری در این‌گونه امور شده است و نیازمند چاره‌اندیشی می‌باشد.

با توجه به نیاز روزافزون کشور به تولیدات کشاورزی، لازم است نگرشی عمیق‌تر به مقوله انتخاب فناوری‌های درخور کشاورزی در بخش‌های مختلف و متناسب با نیازهای بومی داشت. این نگرش لزوماً محدود به نقش آفرینی ساختار حاکمیتی نمی‌شود، بلکه بخش خصوصی با ارائه فناوری‌های متناسب می‌تواند ضمن رفع معضل ناکارآمدی نیروی کارگری از منافع آن نیز متنعم گردد. در همین راستا، مدیریت وبسایت تخصصی مکانیزاسیون راهکارهای مختلفی را ارائه کرده است که از آن جمله می‌توان به تشویق و ایجاد زیرساخت برای صاحبان ایده در راستای ایجاد گروه‌های کاری و راه‌اندازی سامانه‌های همیار کشاورز و ارزیابی خدمات کشاورزی اشاره کرد.

لذا، این امید است که با بومی کردن فناوری‌ها و توسعه فناوری‌های درخور، راهکاری اساسی برای عبور از بحران‌های کنونی ارائه گردد، اشتغال در بخش صنایع مربوطه ایجاد شده و موجبات رونق کسب و کار‌های بومی محقق گردد.

 

دکتر محمدباقر لک

خردادماه 1398